بارداری

دوران بارداری یکی از مهم­ترین و شیرین­ ترین روزهای زندگی هر زن است و هیچ تجربه ای در این دنیا با معجزه و جادوی بارداری برابری نمی­کند. مادرانی که برای اولین بار این حس را تجربه می­کنند، بهتر است که آگاهی مورد نیاز را کسب کنند تا هم بتواند از این فرصت طلایی لذت کافی برده و هم برای زندگی پس از زایمان و پذیرش مسئولیت­های مربوط آماده شوند. با وجود پیشرفت های علمی در زمینه مشکلات جسمی دوران بارداری، مسائل روان­شناختی همچنان موضوعی مهم در بهداشت زنان باردار به­شمار می­آید و موضوعی است که کمتر به آن پرداخته می­شود. درک مسئولیت، وظایف سنگین مادری، شور و نشاط از یک سو، نگرانی و ترس و اضطراب از سویی دیگر، حالات ناپایداری را در زن باردار ایجاد می کند. عدم آگاهی مناسب از دوران بارداری می­تواند آثار منفی و جبران­ناپذیری بر روان مادر و حتی پدر از جمله استرس، اضطراب و افسردگی های پایدار به جا بگذارد. طبق پژوهش­های موجود، استرس و اضطراب در دوران بارداری برای تمامی اعضای خانواده مضر است و بستر رشد نوزاد را تحت تأثیر قرار می­دهد. آگاهی، کسب اطلاعات صحیح و دریافت آموزش­های مفید از بروز این استرس­ها پیشگیری نموده و مادر و پدر را برای یک استقبال آگاهانه آماده و مشتاق می­نماید. حال به دلیل اهمیت این دوران، تصمیم گرفتیم تا به صورت مشخص به مهم­ترین موضوعاتی که ممکن است برای یک فرد در دوران بارداری ایجاد شود، بپردازیم.

دلبستگی

زندگی شگفت انگیز یک جنین در رحم مادر، تعاملی توصیف نشدنی بین مادر و جنین است که روزانه بیست و چهار ساعت و هفته ای هفت روز بدون وقفه ادامه دارد. دوران بارداری وظایف خاصی را برای زن باردار به همراه دارد که طی آن فرد باید خود را با تغییرات زیاد جسمانی، روانی و اجتماعی سازگار کند. مادر باردار همواره با جنین خود زندگی می کند، تمام اتفاقات را برای او تعریف می کند، حتی هرچیزی را که احساس می کند با او در میان می گذارد. این رابطه و تعامل، اغلب توسط متخصصین با مفهوم دلبستگی مادر به جنین تعریف می شود که در آن هر فکر، عاطفه و احساسی که مادر تجربه می کند، با جنین به اشتراک می گذارد و از انجام این کار لذت می برد. از این مفهوم به عنوان اولین رابطه بین مادر و جنین قبل از تولد، نام می برند.
«دلبستگی مادر به جنین» به عنوان یک ارتباط عاطفی، منحصر به فرد و محبت آمیز بین یک زن باردار و جنین خود است که از دوران جنینی شروع شده و تا پس از تولد نوزاد نیز ادامه دارد. یک زن باردار با صحبت کردن با جنین، نوازش کردن او از روی شکم و توجه به حرکات وی، با جنین خود دلبستگی پیدا می کند و پس از زایمان آماده است که ارتباط عاطفی پایداری با نوزاد خود برقرار کند. از این رو به دلیل اهمیت روابط نخستین مادر و نوزاد، باید تلاش کرد که مشکلات موجود در این رابطه را شناسایی کرد تا مادر بتواند رابطه مثبتی با فرزند خود پیش از تولد برقرار نماید و از احساس مادری خود لذت بیشتری ببرد.
در واقع «دلبستگی مادر به جنین» در دوران بارداری، تمرینی برای توانمندسازی مادران در برقراری ارتباط مثبت و عاطفی با نوزاد است تا مادر بتواند بهتر به فرزند خود محبت کرده و احساس دلبستگی در او ایجاد کند. تماس های پوستی اولیه بین مادر و نوزاد، از راه های ایجاد دلبستگی سالم به شمار می رود. نوازش کردن و ماساژ دادن نوزاد نه تنها به رشد جسمانی بلکه به ایجاد احساس امنیت در نوزاد و روابط عاطفی مثبت بین والد و فرزند کمک می کند.
با توجه به این نکته که سال های اولیه زندگی، یکی از بحرانی ترین مراحل رشد و تحول انسان به شمار می رود و هر گونه آسیب جسمی یا روانی ، تأثیرات پایداری را بر سایر مراحل رشد انسان برجای می گذارد، اهمیت تعامل نوزاد با مادر و پدر همواره باید مورد توجه والدین باشد. به عبارت دیگر، هرچه نوزاد روابط عاطفی سالم تری با والدین خود داشته باشد، در بزرگسالی توانمندی برقراری ارتباط مؤثر را خواهد داشت. اگر عاطفه انسان را به درختی تشبیه کنیم، می توانیم بگوییم که با افزایش ارتباطات سالم عاطفی در نوزادی، فرد درخت عاطفی تنومندتر و با شاخ و برگ بیشتری در بزرگسالی خواهد داشت که می تواند روابط باثباتی را ایجاد کند.

آمادگی برای مادرشدن

از ابتدای خلقت انسان و در تمامی نقاط جهان، مادر نقش مهم و سرنوشت سازی در رشد کودک داشته است. مادر به منزله قلب خانواده است که زندگی را برای اعضای خانواده جاری می سازد. مادر بودن یک ارزش به شمار می آید که به دلیل ویژگی های زیستی و روانی، بر عهده زنان گذاشته شده است. مادر شدن برای اولین بار می تواند استرس هایی را به دنبال خود داشته باشد. در نتیجه قبل از هرچیز، زن باید خود را برای پذیرش این نقش آماده کند و نسبت به مسائل پیش رو، آگاهی های لازم را کسب کند. جهت مواجهه با این دوران و پذیرش نقش مادری، افراد ممکن است شرایط متفاوتی را تجربه کنند. به طور مثال زن و مردی که قصد بچه دار شدن دارند، ممکن است برای بارداری و بچه دار شدن برنامه ریزی کرده و با آمادگی و پذیرش بالا منتظر ورود فرزند باشند. بارداری این دسته از مادران، بهترین سبک است و در نهایت کمترین آسیب و نگرانی را برای زوج به خصوص مادر به همراه دارد، زیرا از نظر ذهنی و روانی برای پدر و مادر شدن آمادگی دارند. دسته دوم مادرانی هستند که بدون برنامه ریزی قبلی، باردار شده اند اما چون قصد بچه دار شدن را در آینده نزدیک یا دور داشته اند، با کمی تأمل می توانند خود را به عنوان مادر و زن باردار بپذیرند. هرچند پذیرش این اتفاق کار آسانی نیست و نیاز به سازگاری با شرایط جدید را دارد. اگرچه این دسته همانند دسته اول از قبل منتظر ورود فرزند نبوده اند اما بالاخره موفق به پذیرش می شوند. دسته سوم نیز زنانی هستند که نه تنها به بارداری فکر نمی کنند، بلکه قصد ندارند که تا آینده دور حس مادری را تجربه کنند. این افراد اگر بدون برنامه ریزی باردار شوند، همانند دسته اول و دوم به راحتی نمی توانند نقش جدید خود و فرزند خود را بپذیرند. این زنان، افرادی هستند که بیش از همه آسیب می بینند و اگر نتوانند در دوران بارداری به مرحله پذیرش دست یابند، سطح بالای اضطراب را تجربه می کنند و ممکن است آمادگی برای ایفای نقش مادری برای آنها تا اواخر دوران بارداری یا حتی اوایل زایمان به تأخیر بیفتد و پس از زایمان بیشتر از سایر افراد در معرض افسردگی پس از زایمان قرار خواهند داشت.
از آنجا که فقدان شناخت و آگاهی لازم برای پذیرش نقش جدید مادری، مهمترین علت برای عدم پذیرش و آمادگی در دوران بارداری است، پس قبل از هر اقدامی، باید نسبت به مسائل و رویدادهای مختص این دوران آگاهی لازم از طرف پدر و مخصوصا مادر کسب شود و با توافق تصمیم به فرزندآوری کنند. چرا که اگر تصمیم به بارداری، با برنامه ریزی و آگاهی رقم بخورد، مادر احساس شایستگی در نقش مادری خواهد داشت و در نتیجه، این احساس بر کیفیت مراقبت از نوزاد و تعامل مادری و نوزاد اثر مثبت خواهد گذاشت.
برای آمادگی هر چه بیشتر ایفای نقش مادری، لازم است که اطلاعات خود درباره رشد جنین به صورت هفتگی و بهترین برخورد در ماه های اول تولد با نوزاد را افزایش دهید. هر چه دانش شما در زمینه فرزندپروری بیشتر باشد، میزان اضطراب و استرس کمتری در دوران بارداری و مسیر تربیت کودک تجربه خواهید کرد.

آمادگی برای پدر شدن

پدر شدن فرایندی تدریجی است که پیش از بارداری با تصمیم مربوط به فرزنددار شدن و اقدام به این کار آغاز می شود. مشارکت مردان از جمله مؤلفه های مهم به منظور توانمندسازی زنان در ارتقا بهداشت باروری به شمار می رود. با وجود این اهمیت، کمتر توجهی به نقش مردان در برنامه های بهداشت باروری در دوران بارداری شده است. از همان ابتدا برنامه های آمادگی برای پذیرش مادری و پدری، باید به نقش بی بدیل و حمایت گر پدران توجه نمود و آنها را تشویق به حمایت مستقیم و غیرمستقیم از همسر باردار خود نمود؛ زیرا مردان با داشتن نقش های متنوع در خانواده و جامعه، می توانند محور اصلی موفقیت برنامه های بهداشت باروری و ارتقاء سلامت زنان و نوزادان باشند. مفهوم مشارکت مردان به معنی همراهی همسر برای دریافت مراقبت بارداری، مشارکت در امور منزل و ارائه توصیه های بهداشتی به همسر باردار می باشد. در واقع منظور از مشارکت مردان، مسئولیت پذیری آنان در زمینه بهداشت باروری و حمایت از همسر برای مقابله با دشواری های این دوران و رسیدن به موفقیت در این راه بوده و این مسئولیت پذیری از روابط زناشویی سالم، فرزندآوری، تغذیه کودک تا تربیت فرزندان و حمایت های عاطفی و هیجانی زن را شامل می شود.
مادران انتظار دارند تا همسر آنها، عشق و محبت خود را به صورت کلامی و غیر کلامی بیان کند و به خود آنها توجه نشان دهند نه همیشه به فرزند درون بدن آنها. مادران همچنین انتظار دارند تا در این دوران که حالات عاطفی و هیجانی آنها فراز و نشیب بسیاری را تجربه می کند، مردان توقعات خود را کاهش داده و در تمامی مراحل همراه آن ها باشند؛ چون زنان آن -را نشانه ای از عشق و حمایت می دانند. به طوری که مطالعات نشان داده اند که 95 درصد از زنان، مشارکت مردان را عامل برطرف شدن نیازهای عاطفی خود معرفی کرده و 87 درصد از زنان، همراهی همسر را عامل کاهش استرس خود در دوران بارداری و روبرو شدن با مسائل غیرقابل پیش بینی آن بیان نموده اند. زنان توقع دارند همسران آنها در تمامی مراحل بارداری و زایمان حضور داشته و از آنها حمایت کنند و حضور همسر در مراقبت های دوران بارداری و مخصوصاً ساعات قبل از زایمان ضروری و نشانه نوعی قدردانی است. حضور مردان در مراقبت های دوران بارداری باعث می شود سطح تاب آوری مادر افزایش یافته و با مشکلات دوران بارداری بهتر سازگار شود، سلامت روان مادر تضمین می شود و این امر خود موجب ارتباط سالم مادر و جنین در دوران بارداری است و درنتیجه به روابط زناشویی زوجین خدشه ای وارد نخواهد شد.
واقعیت این است که پدرانی که در مراقبت های پیش از بارداری مشارکت می کنند و از همسر خود حمایت عاطفی و روانی می کنند، موجب کاهش اضطراب، درد و خستگی مادر در طول بارداری و زایمان می شوند. حتی در دوران بارداری لازم است که پدران عزیز در کلاس های مراقبتی همراه مادر شرکت داشته باشند و در اموری مانند ماساژ و ورزش، مادر را همراهی نمایند. به طور مثال هر شب در زمان و مکان مشخصی به برقراری رابطه عاطفی از طریق ماساژ جهت ایجاد و تقویت دلبستگی خود با جنین بپردازند و حتی توصیه می شود که پدران در حین ماساژ از موزیکی استفاده کنند که آرامش-بخش بوده و مختص خود آنها است. حتی پدران عزیز می توانند دقایقی از طول روز را به صحبت کردن با جنین خود (چه بیان اتفاقات مثبت روزانه باشد و چه بیان قصه و داستان) اختصاص دهند چرا که بمی صدای پدر شبیه صداهای درون رحمی است و به آرامش جنین بسیار کمک می کند و حتی پس از تولد نیز می تواند برای افزایش آرامش و کاهش رفلاکس و کولیک موثر باشد.

تغییرات خلقی در دوران بارداری

آگاهی از تأثیر مشکلات روان شناختی دوران بارداری بر سلامت روان مادر باردار و نوزاد بسیار مهم و حیاتی است. با وجود اینکه دوران بارداری، طلایی ترین دوران زندگی است، اما مادر باردار دچار تغییرات فیزیکی و هیجانی می شود که هم در مدت بارداری و هم پس از آن بر او تأثیرات بسیاری می گذارد. وضعیت روحی و روانی مادر می تواند نوزادی را که هنوز متولد نشده، تحت تأثیر قرار دهد و شواهد علمی نیز این موضوع را تأیید می کند. مشکلات جسمانی مرتبط با دوران بارداری نیز می تواند زمینه ساز ایجاد مسائل مربوط به سلامت روان در مادر باشد.
بارداری و زایمان، مراحله ای از زندگی است که با تغییرات روانی و استرس همراه است. در دوران بارداری برای بسیاری از مادران برخی از نگرانی ها مانند نارضایتی از افزایش وزن، محدودیت در حرکت و فعالیت و مواردی از این قبیل ایجاد شده و همین محدودیت ها، در کار و فعالیت های اجتماعی مادر باردار اختلال ایجاد می کند. در واقع هر تغییر جسمانی در هر دوره از بارداری، با ویژگی های روانی خاص خود همراه است. تغییرات در گردش خون، عملکرد غدد و روند تغذیه از جمله تغییراتی هستند که فشار جسمانی زیادی را به فرد وارد می کند و بهتر است که از طریق آگاهی، آموزش و کمک گرفتن از متخصصان این فشارها کاهش یابد. اختلالات غددی و هورمونی دوران بارداری می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در دهلیز و حلزون گوش شود. طوریکه وزوز گوش به عنوان یک شکایت اصلی شنوایی در میان 33 درصد از زنان باردار بوده است. درجه استرس روانی مرتبط با دوران بارداری، بسته به تجارب زنان، رشد و نمو جنین، وضعیت زندگی فعلی و توانایی آنها برای انطباق با شرایط جدید متفاوت است. طبیعی است که آگاهی و تجربه بیشتر درباره این دوران، رشد به موقع و سلامت جنین را تضمین کرده و زندگی بدون تنش و نگرانی، باعث می شود که مادر باردار درجه کمتری از استرس روانی را تجربه کند.
اضطراب و افسردگی به عنوان مهمترین مشکلات روانی در دوران بارداری معرفی شده اند. در این دوران، همه وقایع قابل پیش بینی نمی باشد و این مسأله باعث ایجاد استرس و اضطراب مادر باردار و البته همۀ اعضای خانواده می شود. افکار غیر منطقی انسان در موقعیت های جدید و غیرقابل پیش بینی، تشویش و نگرانی را شدت داده و باعث می شود که فرد از این دوران، خاطرات خوشی نداشته باشد.
میزان بسیار زیادی از اختلالات مختلفی که زنان در دوران بارداری و یا پس از زایمان تجربه می کنند، بر اثر تغییرات جسمانی و هورمونی دوران بارداری می باشد. مشکلات شایع روانی در دوران بارداری عبارتند از: افسردگی، اضطراب، استرس، وسواس، واکنش های ترس و هراسی، اختلالات جسمانی، تحریک پذیری و حساسیت، اختلال خواب و مواردی از این قبیل.
همچنین در این دوران، نگرانی های منحصر به فردی نیز وجود دارد که ذهن مادر باردار را درگیر کرده و مرور این نگرانی ها باعث افزایش استرس و اضطراب آنها خواهد شد:
 نگرانی از بارداری با شرایط خاص و خطرناک
 عدم رشد کافی جنین
 ابتلای مادر و جنین به بیماری های خاص در دوران بارداری
 عدم داشتن تغذیه مناسب در دوران بارداری
 عدم دریافت حمایت و همراهی مناسب توسط همسر در دوران بارداری و سایر موارد
اگرچه مشکلاتی که سلامت روان مادر را تهدید می کند، از سه ماهه اول بارداری آغاز شده و تا سه ماهه سوم ادامه دارد، اما در بیشتر از 14 درصد از زنان، مشکلات مربوط به سلامت روان در سه ماهه دوم مشاهده شده است. زن باردار در طول سه ماهه سوم به طور متوسط از نظر جسمانی، حساسیت بین فردی، افسردگی، خصومت، خشم، ترس و اختلال در خواب و اشتها مشکلات بیشتری را تجربه خواهد کرد. سن و طول مدت بارداری از عواملی است که به افزایش مشکلات این دوره کمک می کند. ممکن است سن کم قبل از بارداری به دلیل کمبود تجربه برای فرد مسائلی را ایجاد کند.
در این قسمت، به عمده ترین مشکلاتی که در دوران بارداری ممکن است ایجاد شود، خواهیم پرداخت.
اضطراب بارداری
اضطراب بارداری نوع خاصی از حالت پریشانی و نگرانی مادرانه است که به سلامت خود مادر، سلامت جنین و زایمان در دوران حاملگی مربوط می شود. هرچه مادر استرس و نگرانی بیشتری داشته باشد، زایمان سخت تری خواهد داشت و نوزاد نیز سخت تر با شرایط جدید پس از تولد سازگار می شود. سازگاری نوزاد به معنی میزان انعطاف در مقابل تغییرات، گریه-کردن های بدون دلیل، دل درد و کیفیت خواب او می باشد. اضطراب بارداری می تواند پیش بینی برای موارد زیر باشد: تولد زودرس نوزاد و طول حاملگی، رشد ذهنی و روانی نوزاد، خلق و خوی کودک و تحولات رشد مغز در کودک.
چه عواملی باعث ایجاد اضطراب دوران بارداری می شود؟
برخی از عوامل اضطراب زا که معمولا زنان را در دوران بارداری تحت تأثیر قرار می دهند عبارتند از:
 کمبود منابع مادی
 شرایط نامطلوب اشتغال
 مسئولیت های سنگین در خانواده
 فشار در روابط صمیمی
 و عوارض دوران بارداری
بسیاری از مادران شاغل، در این دوران مجبور به کار کردن تا ماه های آخر بارداری هستند. در ادامه ایفای شغل، رسیدگی به امور منزل و وجود سایر فرزندان نیز باعث افزایش اضطراب در دوران بارداری خواهد شد. به دلیل تغییرات هورمونی در این مدت، مادر باردار به روابط عاطفی با همسر خود حساس شده و ممکن است تحریک پذیری بالایی را نشان دهند و اگر همسران آگاه نباشند، احتمال ایجاد مشکلاتی در روابط زوجین افزایش می یابد. به هنگام استرس مادر، هورمون کورتیزل در بدن او ترشح می شود. هورمون کورتیززول به طور مستقیم بر روی جنین و رشد سیستم عصبی او تأثیرگذار است. به عنوان مثال نتایج مطالعات نشان می دهد که سطح نسبتا بالای استرس و کورتیزول مادر، باعث ایجاد واکنش های رفتاری و جسمانی پر استرس در جنین، نوزاد و کودک، افزایش مشکلات عاطفی در دختران نوجوان می باشد، بدین معنی که جنین مادرانی که اضطراب دوران بارداری دارند، در رحم اضطراب را تجربه می کنند و پس از تولد نیز در معرض ابتلا به اختلالات اضطرابی هستند.
امید است مادران باردار ضمن حفظ آرامش و افزایش آگاهی و اطلاعات صحیح از منابع معتبر، بتوانند با حداکثر سلامت روان از مرحله مهم و حیاتی بارداری گذر کرده و خود را برای مواجهه با نوزادی سلامت و انعطلف پذیر آماده نماید.
در ادامه، به تاثیرات استرس و اضطراب بر جنین و دیگر مشکلات روان شناختی خواهیم پرداخت.

اهمیت روابط زناشویی در دوران بارداری

بارداری اگرچه شادی بخش ترین دوره زندگی یک زن محسوب می شود ولی در عین حال تجربه ای پراسترس نیز تلقی می گردد. این تجربه با تغییرات بسیار روانی و جسمانی در مادرانی که تجربه اول بارداری خود را دارند، همراه است. بسیاری از متخصصان بارداری را به عنوان زمان تحول و انقلاب در احساسات مادر همراه با تغییر در هیجانات و افکار او می دانند.
رضایت زناشویی ناشی از موضوعات مختلفی همچون درک متقابل زن و شوهر از رفتار و ویژگی های یکدیگر، نگرش آنها نسبت به نقش ارتباط در زندگی زناشویی، نحوه حل تعارض ها و کشمکش ها, میزان رضایت از اداره مالی خانواده، توافق در نحوه استفاده از اوقات فراغت، خشنودی از روابط جنسی و عاطفی، توافق درباره داشتن فرزند و درک واقع گرایانه از تأثیر فرزندان بر روابط زناشویی می باشد.
در دوران بارداری، ایجاد مسائلی مانند مشکلات جسمی، افسردگی، انزوا، اضطراب، ترس و اختلال در روابط زوجین بر رضایت زناشویی تأثیر گذاشته و اگر زوجین از طبیعی بودن این تغییرات آگاه نباشند، ممکن است زندگی آنها با مشکلات زیادی مواجه شود. به دنبال بارداری، تغییراتی نیز در تصور مادر باردار نسبت به خود، عقاید و ارزش ها، اولویت ها، الگوی رفتاری، ارتباط با دیگران و مهارت های حل مشکل ایجاد شده و مادر را در مدیریت خود و زندگی تحت تأثیر قرار داده و باعث می شود که مادر باردار نتواند مانند دوران قبل از بارداری، بحران های زندگی را مدیریت کرده و نقش خود را به خوبی در زندگی زناشویی ایفا نمایند.
با تمرکز زن باردار بر خود و جنین، توجه او نسبت به همسر و سایر فرزندان کم شده و گاهی نیز موجبات رنجش آنها را فراهم می سازد. با تغییر شکل ظاهری بدن و احساس سنگینی، فعالیت های اجتماعی و تفریحی مادر باردار و تماس با دوستان و آشنایان کم می شود، به علاوه افزایش نیازهای اقتصادی خانواده در هنگام بارداری زنان و آمادگی ورود فرد جدید می تواند مشکلات مالی برای خانواده ایجاد کند. همچنین تغییر در وضعیت جسمانی و روانی مادر باردار می تواند باعث این شود که فرد به انجام وظایف خانه داری و نقش های معمول رسیدگی نکند و بدین ترتیب کلیه ابعاد رضایت زناشویی یعنی روابط زناشویی، مسائل مالی، حل تعارض و ارتباط عاطفی به شکلی از بارداری تأثیر پذیرفته و زمینه را برای اختلال در روابط زناشویی در زنان باردار ایجاد می کنند. دوره بارداری به طور قطع تغییرات بارزی را در ارتباط زوجین پدید می آورد؛ به خصوص اگر زوجین در حال گذراندن اولین تجربه بارداری خود باشند.
بنابراین با توجه به اهمیت این دوران که مادر باردار باید دوره آرامش بخشی را طی کند، لازم است به طبیعی بودن این تغییرات آگاه بوده و سعی در مدیریت هیجانات و احساسات خود داشته باشد.

رشد هفتگی جنین

هفته اول جنین:

  • هفته اول جزیی از دوره قاعدگی است. از آنجا که تاریخ مورد انتظار برای زایمان از نخستین روز قاعدگی محاسبه می­شود، این هفته علیرغم اینکه هنوز لقاح صورت نگرفته است، بخشی از حاملگی 40 هفته­ای به شمار می­آید.
  • زمان دقیق لقاح را معمولا نمی­توان به آسانی تعیین نمود. به محض آنکه مشخص شد زنی باردار است، آخرین روز خونریزی ماهیانه، به عنوان اولین روز حاملگی در نظر گرفته می­شود و نه روزی که لقاح انجام گرفته است. اگر دوره­های ماهیانه شما به طور متوسط 28 روزه است، لقاح در روز چهاردهم آن روی می­دهد که همان روز تخمک­گذاری است.
  • تخمک­گذاری عبارت است از حرکت تخمک زن از تخمدان به داخل رحم و این کار از مسیر لوله رحمی (لوله فالوپ) که به تعداد یک عدد در هر طرف بدن قرار دارد صورت می­گیرد. در داخل رحم، تخمک در صورت موجود بودن اسپرم، بارور می­شود.
  • در صورت بارور شدن تخمک، محصول حاملگی تقریبا به اندازه سر سنجاق است.

هفته اول مادر:

  • در این هفته، افزایش مقدار دو هورمون استروژن و پروژسترون در بدن مادر، رحم را وادار به ساختن لایه­ای مناسب و پرخون برای حمایت از تخمک بارورشده­ بالقوه می­کند. به طور همزمان، تخمک­ها در داخل تخمدان­های مادر در حال رسیده ­شدن هستند که این کار در کیسه­های پر از مایعی موسوم به “فولیکول” صورت می­گیرد.
  • در دوران بارداری، عادات بهداشتی مادر و جنین با یکدیگر تلفیق می­شوند.
  • اگر فردی تصمیم به باردارشدن دارد، رعایت نکات زیر ضروری است:
  • خودداری از مصرف داروها و استعمال دخانیات؛ چرا که این موارد می­توانند موجب نقایص مادرزادی، مشکلات تنفسی، کم­وزنی (زیر5/2 کیلوگرم) نوزاد هنگام تولد و سایر مشکلات مربوط به سلامت نوزاد شوند.
  • قطع مصرف قرص جلوگیری از بارداری
  • مشورت با پزشک متخصص زنان و زایمان پیش از مصرف هر نوع دارو (حتی داروهای بدون نیاز به نسخه) و عدم قطع خودسرانه داروهای تجویز یا تأیید شده به وسیله­ پزشک
  • کاهش استرس و اضطراب در زندگی روزمره
  • ورزش کردن به طور مرتب و رعایت رژیم غذایی سالم؛ بهتر است برنامه ورزش و تغذیه تحت نظر متخصص باشد.

هفته دوم جنین:

  • ممکن است عجیب به نظر برسد ولی لقاح تخمک به وسیله­ اسپرم، در حوالی آخر هفته­ دوم یا ابتدای هفته سوم صورت می­گیرد و این کار در واقع، ترکیب ماده­ ژنتیکی اسپرم و تخمک با یکدیگر است.
  • جنسیت جنین در همان لحظه لقاح تخمک مشخص می­شود. از 46 کروموزوم تشکیل­دهنده ماده ژنتیکی جنین فقط دو کروموزوم که یکی متعلق به اسپرم پدر و دیگری متعلق به تخمک مادر است، جنسیت جنین را مشخص می­کنند. به دو کرموزوم نامبرده، کروموزوم جنسی می­گویند. هر تخمک مادر دارای یک کروموزوم جنسی X است ولی اسپرم پدر ممکن است دارای یک کروموزوم جنسی X یا یک کروموزوم جنسی Y باشد. چنانچه اسپرم لقاح کننده یا تخمک مادر دارای کروموزومX باشد، فرزند دختر (XX) و اگر دارای کروموزوم Y باشد، پسر (XY) خواهد بود.

هفته دوم  مادر:

  • لایه مخاطی دور رحم (آندومتر) که جنین از آن تغذیه خواهد کرد در حال تکامل است و بدن مادر، هورمون محرک فولیکول ترشح می­کند.
  • در پایان این هفته، فرد در قسمت میانی سیکل قاعدگی خود قرار دارد (البته در صورت داشتن عادت­های ماهیانه منظم). در پایان این هفته، تخمک­گذاری (آزاد شدن یک تخمک به داخل لوله فالوپ یعنی لوله رحمی) روی می­دهد. زمان تخمک­گذاری، محتمل­ترین زمان برای باردارشدن است.

تقویت حواس جنین

روند تکامل حواس یک مسیر طولانی است که از رحم و در دوران جنینی آغاز شده و به ترتیب ابتدا حس لامسه، بعد چشایی، بویایی، شنوایی، و در نهایت بینایی تکامل پیدا می کند. هنگام تولد برخی از این حواس بیش از سایرین به تکامل رسیده و حساس تر می باشند.
حس شنوایی در هفته شانزدهم دوران بارداری ایجاد شده و جنین در این سن قادر است که صداهای محیط را بشنود. در هفته شانزدهم بارداری، ساختار گوش در حال تکمیل است. مطالعات زیادی نشان می دهند که نوزاد تازه متولد شده، شنیدن یک داستان که به طور متوالی وقتی در رحم مادر بوده و برایش خوانده شده را بر داستانی که فقط بعد از تولد برایش خوانده شده، ترجیح می دهد. این تحقیق تأیید می کند که جنین اطلاعات محیط درون رحم را هم شنیده و هم به یاد می آورد. این محققان فرض می کنند که ایجاد حافظه مثبت در جنین، باعث می شود که نوزاد بعد از تولد راحت باشد و به نوزاد کمک می کند تا با یک محیط نا آشنا و جدید، به خوبی سازگار شود. تا جایی که نوزاد تازه متولد شده نمونه صداهایی را که در دوران جنینی شنیده و تجربه کرده را بر نمونه صداهایی که فقط بعد از تولد شنیده، ترجیح می دهد.
از هفته سی ام بارداری، نوزاد صدای مادر را ترجیح می دهد و وقتی صدای مادر خود را می شنود، ضربان قلب او افزایش می یابد و بازتاب های حرکتی او افزایش می یابد. قطعا زیباترین صدا برای هر انسانی، صدای مادر است. پس بهتر است که در این دوران مادر از فرصت طلایی بارداری نهایت استفاده را ببرد و اتفاقات مثبت در طول روز را با فرزند خود در میان بگذارد. مادر می تواند به طور روزانه موزیک های معمولی و مورد علاقه خود و یا موسیقی های کلاسیک را در زمان و مکان مشخص پخش کند.
محققان دویست و سی و شش زن باردار که سن جنین های آنها بین شانزده تا سی و دو هفته بود را مشاهده کردند. هنگامی که محرک های صوتی به کار برده شد، جنین درون شکم مادر، حرکات متناوب پلک جنین در بعد از بیست و شش هفتگی افزایش یافت و این نتیجه نشان می دهد که حساسیت شنوایی جنین طی سه ماهه سوم بارداری بیشتر می شود.
در یک آزمایش جالب، محققان صدای ده زن باردار را در حال خواندن یک داستان بیست و پنج دقیقه ای ضبط کردند. بعد از فراغت از زایمان، ده نوزاد تازه متولد شده (که سن آنها کمتر از سه روز بود) را در معرض دو صدای مختلف، صدای مادر خود و صدای زنان دیگر قرار دادند. محققان نوزادان را در گهواره هایی با بلندگو قرار دادند و شیشه شیر خالی در دهان آنها گذاشتند. هشت نوزاد از ده نوزاد، صدای مادرانه را بیشتر از نیم ساعت ترجیح داده و گوش کردند. این مطالعه نشان می دهد که تعدادی از نوزادان کمتر از سه روزه توانایی تشخیص بین صدای مادر خود و دیگران را داشتند و صدای مادر خود را ترجیح دادند. در دوران بارداری، برای یک مادر فرصتی وجود دارد تا رابطه ای مملو از دلبستگی با جنین خود قبل از تولد ایجاد کند.
مادرانی که در دوران بارداری با جنین خود صحبت می کردند و مطمئن بودند که جنین با حرکات خود به صحبت های آن ها پاسخ می دهد، نسبت به زنان بارداری که تمام حرکات جنین را اتفاقی می دانستند، دلبستگی بیشتری به فرزند خود دارند.
حس لامسه، اولین حسی است که در حواس پنج گانه جنین به تکامل می‌ رسد. از حدود پنج و نیم ماهگی کف دست فرزند شما نسبت به لمس حساس شده و اگر شما در حال لمس جنین خود باشید و جنین نزدیک به دیواره شکم شما قرار گرفته باشد، کاملا او را حس می کنید و جنین شما نیز به لمس پاسخ می دهد. توصیه می شود مادران عزیز در برنامه روزانه خود حتما ماساژ را داشته باشند. شب ها قبل از خواب فرصت بسیار خوبی برای انجام ماساژ جنین است چرا که در این زمان، پدر هم در منزل حضور دارد و می تواند شما را همراهی کند. در ماساژ، ثبات زمانی و مکانی باید رعایت شود بدین معنی که بهتر است ماساژ در مکان مشخصی در منزل و در زمان مشخصی مثلا بین ساعت ده تا یازده شب اتفاق بیفتد. زیرا یکی از راه-های ایجاد و تقویت دلبستگی بین مادر و جنین، استفاده از ماساژ و لمس جنین است. به هنگام ماساژ، می توانید یک تا چهار موزیک را پخش کنید (بین پنج تا بیست و پنج دقیقه) و طول مدت ماساژ بیش از ده الی پانزده دقیقه نباید باشد. اگر بخواهید بدانید که چگونه فرزند خود را ماساژ دهید، می توان به روش های مختلفی مانند ماساژ سرسره ای، ماساژ دایره ای شکل و ماساژ ضربه ای اشاره کرد. در ماساژ سرسره ای، حرکات دست باید آرام بوده و مانند سرسره به بالا و پایین رود. در ماساژ دایره ای شکل، با دست باید دایره های ریزی روی شکم کشیده شود و این حرکات بسیار آرام و ظریف انجام شود. در ماساژ ضربه ای، می توان با نوک انگشتان، ضربه های ریز و آرامی بر روی شکم نواخت.
ماساژ دوران بارداری، منجر به نتایج زیر خواهد شد:
• دلبستگی را افزایش می دهد.
• رشد جسمانی و تکامل جنین را افزایش می دهد.
• به کاهش اثرات منفی استرس روی جنین تأثیر می انجامد (در مواقع استرس، ممکن است جنین در یک گوشه از شکم مادر جمع شود. در این مواقع اگر آهنگی که موقع ماساژ برای او پخش می شده، دوباره پخش کنید و او را ماساژ دهید، جنین شما از آن حالت انقباضی خارج شده و به حالت اصلی برمی گردد).
• باعث ارتباط شگفت انگیز و مثبت مادر با جنین می شود.
• و در نهایت کاهش استرس مادر را به دنبال دارد.
حس چشایی، دومین حسی است که در هفته هشتم بارداری ایجاد می شود. حس چشایی در طی هفته های بعد بیشتر شبیه به بزرگترها می شود.
در پایان سه ماهه دوم، جنین حس بویایی قوی و تیزی دارد. به علاوه به طور قطعی تشخیص دادند که تنها دو ساعت بعد از تولد، نوزاد بوی مایع آمونیاک درون رحم را به یاد آورده و می شناسد.
آخرین حسی که در دوران جنینی تکامل می یابد، حس بینایی است. اگرچه موقع تولد، نوزادان قدرت بینایی ضعیفی دارند اما به تدریج و با گذشت چند روز این حس بهتر و بهتر می‌شود. هنگام تولد، نوزادان طی بیست و چهار ساعت پس از تولد با چهره پدر و مادر خود آشنا می‌شوند و از سه ماهگی او می تواند بهتر ببیند و مادر بزرگ، پدر بزرگ، خواهر، برادر و تقریبا کسانی که از او مراقبت می کنند را می شناسد و خنده او نیز نشانه همین شناخت است.

تنظیم خواب جنین

بارداری یکی از مهم ترین و زیباترین دوران زندگی یک زن محسوب می شود. این دوران با تغییرات هورمونی که به همراه دارد، موجب ایجاد تغییرات جسمانی و روحی در زن باردار می شود و حتی چرخه خواب و ساختار آن را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. تغییرات پی در پی در بعد جسمی مانند تکرر ادرار، کمر درد، حرکات جنین، انقباضات رحمی و برخی عوامل عاطفی مانند ترس از رو به رو شدن با تجربه های جدید و پذیرش نقش مادری می توانند سبب اختلال در خواب مادر شود. در حالی که یکی از مؤلفه های اصلی سلامت روان برای هر انسانی، خواب منظم است.
با بررسی الگوی خواب در دوران بارداری، بین شصت و شش تا نود و چهار درصد زنان باردار در الگوی خواب خود تغییراتی داشته اند. شایع ترین نوع اختلال خواب در بارداری، بی خوابی است. بیشترین اختلال خواب در دوران بارداری در سه ماهه سوم و با نزدیک تر شدن به اواخر حاملگی، تجربه می شود. کیفیت خواب نامطلوب، یکی از شکایات شایع دوران بارداری می باشد و در مراقبت های بارداری، شکایت از داشتن کیفیت خواب پایین و نامنظم بودن ساعت خواب به عنوان یک رخداد طبیعی گزارش می شود. حال با توجه به اهمیت خواب مناسب بر سلامت مادر و جنین و این که خواب در پنج سال اول زندگی امری حیاتی است و به حفظ و رشد سلول های عصبی مغز کمک می کند، بهتر است از همان دوران بارداری، مراقبت هایی جهت حفظ کیفیت خواب و تنظیم آن ترتیب داده شود. در دوران بارداری بهتر است که خواب مادر هر شب در یک مکان مشخص و در یک ساعت مشخص رخ دهد و به عبارتی ثبات زمانی و مکانی در خواب مادر، رعایت شود. حتی توصیه می شود که قبل از خواب منحصرا توسط پدر و مادر یک لالایی، موسیقی و شعر زیبا برای جنین خوانده شود چرا که صدای والدین به عنوان اولین و زیباترین صدایی است که جنین شما با آن آرامش می گیرد. حتی اگر این لالایی توسط پدر خوانده شود بسیار اثربخش خواهد بود زیرا بمی صدای پدر بسیار شبیه به صداهای درون رحمی است و پس از تولد نیز به افزایش آرامش و کاهش رفلاکس و کولیک کمک خواهد کرد. تکرار این موارد در دوران بارداری حتی به مدت پنج شب در هفته توسط مادر، باعث خواهد شد که پس از تولد به محض فراهم شدن مراسم قبل خواب، آن خاطرات برای نوزاد مرور شده و خواب راحت تری را تجربه خواهد کرد. ذکر این نکته ضروری است که نوزاد شما ممکن است در ماه اول تولد خواب خوبی را تجربه نکند اما مطمئن باشید که بعد از گذشت سه ماه، فرزند شما نسبت به خوابیدن مقاوم نخواهد بود و از خوابیدن لذت خواهد برد.
در مطالب بعدی در مورد اهمیت ساعت خواب و بهترین زمان آن صحبت خواهیم کرد.

افسردگی پس از زایمان

این موقعیت را تصور کنید که شما به تازگی کودک خود را به دنیا آورده اید و تصور بر این است که شادترین لحظات زندگی خود را داشته باشید. همه انتظار دارند که شما مادری شاد و خندان باشید که با هر صدا و لبخند کودک لذت جدیدی را تجربه کند ولی اگر این شادی را نداشته باشید، چه اتفاقی می افتد؟ اگر شما به علت همه این مسئولیت های جدید، احساس ترس و خستگی مفرط نمایید، چه اتفاقی می افتد؟ اگر به جای حس عشق و احترام نسبت به کودک خود، حس نفرت و ناتوانی داشته باشید، این شما را به یک مادر بی احساس تبدیل می کند؟ بی شک اینگونه نخواهد بود؛ زیرا چیزی که شما تجربه می کنید افسردگی پس از زایمان نامیده می شود.
افسردگی پس از زایمان نوعی از افسردگی است که یک مادر در چند هفته، چند ماه و یا حتی یک سال بعد از تولد نوزاد خود تجربه می کند. ده تا شانزده درصد زنانی که افسردگی پس از زایمان دارند در طول دوران بارداری شروع به تجربه این حالت می کنند. اگر درمان نشود، این افسردگی می تواند ماه ها و حتی سال ها پس از زایمان نیز ادامه یابد. هر چه دوران افسردگی بدون درمان طولانی تر شود، احتمال بهبود فرد کمتر خواهد شد. طبیعی است که بسیاری از مادران جدید بعد از تولد نوزاد خود، اندکی احساس ناراحتی و اندوه داشته باشند ولی اگر این حالت برای بیش از دو هفته ادامه یابد و بر توانایی شما در مراقبت از خود و نوزاد تأثیر بگذارد، در این حالت دیگر شما به افسردگی پس از زایمان مبتلا شده اید.
افسردگی پس از زایمان عمدتا بین ۸ تا ۲۱ درصد مادران را تحت تأثیر قرار می دهد. مادرانی که اولین زایمان را تجربه می کنند تنها کسانی نیستند که به این افسردگی مبتلا می شوند. این افسردگی می تواند مادرانی را که قبلا زایمان داشته اند را نیز تحت تأثیر قرار دهد. برخی مطالعات نشان می دهد که حتی شریک زندگی افراد (همسر) نیز می تواند این افسردگی را تجربه کند. بهتر است بدانید که وجود بعضی از عوامل می تواند مادر باردار را در معرض خطر بالاتری از افسردگی پس از زایمان قرار دهد:
– وجود مشکلات در زمینه اضطراب
– سابقه خانوادگی در زمینه افسردگی
– وجود بیماری روانی
– تغییرات هورمونی
– کمبود خواب
– بروز حوادث پر استرس جدید در زندگی از قبیل مرگ والدین یا نقل مکان به جای جدید
– انتظارات مادر باردار از خود یا انتظارات همسر
– عدم دریافت حمایت از طرف خانواده و یا دوستان
– داشتن تجربه خشونت و یا سوءاستفاده
– وجود نابرابری های اجتماعی از قبیل مسکن نامناسب و یا درآمد ناکافی
– انزوا
– مشکلات پزشکی مادر و یا نوزاد در دوران بارداری و یا پس از تولد
چگونه می توانید به خود کمک کنید تا از خطر بروز افسردگی پس از زایمان در امان بمانید:
– تا جایی که می توانید به میزان ۸ ساعت خواب در شبانه روز داشته باشید، کم خوابی و یا خواب بیش از حد، می-تواند تهدیدی برای بروز این افسردگی حساب شود.
– رژیم غذایی متعادلی در پیش گیرید.
– نهایت تلاش خود را نموده که ورزش کنید.
– با خود و احساسات خود مهربان باشید.
– از خانواده و سایر عزیزان خود برای نگهداری نوزاد کمک بگیرید.
– زمانی را برای رسیدگی به کارهای شخصی اختصاص دهید، هرچند کوتاه.

نقش مهم پدر و سایر اعضای خانواده در جلوگیری از ابتلای مادر به افسردگی پس از زایمان:
– همسر خود را تشویق کنند تا درباره احساسات خود صحبت کنند.
– نقاط مثبت مادر را برای او مرور نمایند.
– به مادر بگویند که وجود او چه قدر در خانواده مهم است.
– در وظایف خانه و فرزندداری به مادر کمک کرده و از او حمایت کنند.
– پذیرای کمک از دوستان و خانواده باشند و به عنوان پدر مقاومت نکنند.
– تلاش کنند موقعیت های دو نفره برای خود و همسر خود رقم بزنند؛ مانند غذا خوردن و یا قدم زدن دو نفره.
در مطالب بعد، به تفضیل به راه های پیشگیری و مدیریت افسردگی پس از زایمان خواهیم پرداخت.

آشنایی با انواع نوزادان و کودکان

بسیار شگفت انگیز است که هر یک از کودکان چه قدر متفاوت و منحصربه فرد هستند و هر یک از آنها با ویژگی‌های منحصر به فرد خود پا به زندگی می‌‌گذارند.
عمدتا روانشناسان بر اساس نه ویژگی، کودکان را به سه دسته مهم تقسیم می کنند.
در ابتدا به نه ویژگی مشخص شده خواهیم پرداخت و سپس بر اساس این ویژگی ها، انواع کودکان را به همراه خصوصیات خود بررسی خواهیم کرد.

1

سطح فعالیت

 

میزان حرکت و فعالیت بدن
2

نظم بیولوژیکی

 

منظم بودن عملکردهای بیولوژیکی (مانند چرخه خواب و بیداری، گرسنگی و وضعیت مزاج)
3

انطباق­پذیری

 

سازگاری فرد با تغییرات (سریع یا آرام)
4

نزدیکی/ کناره­گیری

 

واکنش فرد نسبت به یک فرد جدید یا یک موقعیت نا آشنا

 

5

آستانه حساسیت

 

میزان حساسیت فرد به محرک های بالقوه تحریک کننده (مانند صدا، دما، جمعیت)

 

6

شدت پاسخ احساسی

 

واکنش شدید فرد نسبت به موقعیت­های مثبت و منفی
7

حواس پرتی

 

منحرف شدن حواس فرد توسط محرک­های مزاحم

 

8

کیفیت خلق و خو

 

میزان رفتار دلپذیر و شاد (خلق و خوی مثبت) در مقایسه با رفتار خسته کننده، غمگین و ناخوشایند (خلق و خوی منفی)

 

9

پایداری / دامنه توجه

 

میزان ادامه دادن فرد به یک فعالیت بدون تسلیم شدن و با تمرکز

 

بر اساس نه ویژگی ذکر شده، نوزادان و کودکان به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:

1. نوزادان و کودکان آسان یا انعطاف پذیر (تقریبا 40 درصد کودکان):
به طور معمول، نوزاد یا کودک آسان در ریتم های بیولوژیکی منظم، سازگار و به طور کلی از نظر خلقی مثبت است. چنین کودکی برای مراقبان آسان است. او به راحتی آموزش از پوشک گرفتن می بیند؛ خوابیدن در طول شب را یاد می گیرد؛ به طور منظم تغذیه را دریافت می کند؛ در بیشتر اوقات در موقعیت های جدید، افراد را به راحتی می پذیرد؛ معمولاً در مقابل تغییرات، سریع سازگار می شود؛ به طور کلی شاد است و ناراحتی یا نا امیدی خود را به آرامی بیان می کند.
2. نوزادان و کودکان سخت و مقاوم (10 درصد کودکان):
خصوصیات نوزاد یا کودک سخت برخلاف کودک آسان است. این نوع کودک ممکن است در طول شب به سختی بخوابد، برنامه تغذیه و خواب او ممکن است روز به روز تغییر کند و به دلیل حرکات نامنظم روده، آموزش از پوشک گرفتن برای کودک دشوار است. کودک سخت، معمولاً سر هر چیز تازه ای سر و صدا می کند و با صدای بلند گریه می کند. این نوع نوزادان و کودکان به سختی سازگار می شوند. اغلب، این نوع کودکان اگر ناامید شوند، حتی ممکن است قشقرق به پا کنند. این نوع کودکان دقیقا بر عکس کودکان آسان، ممکن است یک واکنش شدید و پر سر و صدا را نشان دهند. مراقبانی که این نوع خلق و خو را به طور عادی درک نمی کنند، گاهی اوقات به دلیل دشواری مدیریت کودک، از او عصبانی می شوند. آنها ممکن است کودک را سرزنش و یا تنبیه کنند که این فقط خوی دشوار او را تقویت می کند. از طرف دیگر درک، صبر و سازگاری منجر به “حسن رفتار کودک ” خواهد شد.
3. نوزادان و کودکان محتاط یا ترسو (15 درصد کودکان):
سرانجام ، گروهی از نوزادان و کودکان هستند که غالباً خجالتی خوانده می شوند. کودکان این گروه نیز از اتفاقات و تغییرات جدید احساس ناراحتی می کنند و روند سازگاری آنها با اوضاع جدید، آهسته است. اما بر خلاف کودک سخت، خلق و خوی منفی این کودکان اغلب به آرامی ابراز می شود. این دسته، کودکانی هستند که به طور معمول در موقعیت های جدید، در گوشه اتاق یا محیط می ایستند و وقتی برای اولین بار به فروشگاه یا جشن تولد برده می شوند، بی سر و صدا یا با گریه کوتاهی به پدر یا مادر خود می چسبد و پس از شناخت محیط، به تدریج از والدین جدا می شود. اگر کودک از جانب والدین یا اطرافیان تحت فشار قرار گیرد تا به گروه بپیوندد، احتیاط و کناره گیری کودک بیشتر خواهد شد، اما اگر به او اجازه داده شود تا با آرامش و به آرامی به محیط جدید عادت کند، این کودک می تواند به تدریج به عضوی فعال و شاد گروه تبدیل شود.

ویدئو

بسته های آموزشی مرتبط :

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *